پاسخ به چند شبهه قرآنی !!
پاسخ به چند شبهه قرآنی !!
همیشه در طول تاریخ بودهاند افرادی كه برای رسیدن به نتیجه ی نامطلوب و شیطانی خود، دست به ایجاد شبهات و سوالات انحرافی در جامعه می كرده اند، تا به این وسیله انسانهای ساده را به خود جلب كرده و از مسیر هدایت خارج كنند.
در این بین، فضای مجازی از جمله محیط های است كه بعضی افراد به خاطر نیتهای پلید خود، از این میدان غافل نبوده و همیشه سعی می كنند با ایجاد شبهات دیگران را گمراه كنند. در این مقاله به چند شبهه از این دسته شبهات به حول و قوه الهی پاسخ می دهیم.

شبهه اول: بی سوادی دلیل بر عدم راستگویی
قرآن تنها کتابی است که نویسنده آن نمیتوانست خودش آن را بخواند چون بی سواد بود !!!
در خصوص این شبهه باید عرض كنیم این كه رسول اكرم (صلی الله علیه و الله وسلم) نمی توانسته بنویسد، این مطلب دلیلی بر رد نبوت ایشان، یا حتی دلیلی بر بی اعتباری این كتاب الهی نیست، چرا كه ؛
اولاً محتوای بسیار دقیق و زیبا و شگفت انگیز این مصحف الهی خود دلیل بر حقانیت آن می باشد، و از طرفی امی بودن و سواد نداشتن حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) بهترین دلیل بر این است كه این كتاب نوشته دست بشر نیست، چراكه یك شخص درس نخوانده و بی سواد هرگز توانایی آن را ندارد كه از جانب خود مطلبی را درست و جمع آوری کند.
اگر بخواهم ساده تر به این شبهه جواب دهیم باید گفت كه بی سوادی حضرت دلیل و تاییدی است كه این كتاب ساخته و پرداخته دست بشر نیست، چرا كه بسیاری از دانشمندان فصاحت و بلاغت هم قادر به همانند آوری مثل آن نبوده اند، در واقع اگر حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله و سلم) شخصی دانشمند و تحصیل كرده و قادر به نوشتن وخواندن بود راحت تر می شد به او تهمت زد كه تو این كتاب را از جانب خود آورده ای.
بهترین علت بی سواد بودن این پیامبر الهی ، در بعضی از آیات كلام الله مجید بیان شده است.
« وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِكَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ [العنكبوت/ 48] و تو هیچ كتابى را پیش از این نمىخواندى و با دست [راست] خود [كتابى] نمىنوشتى، و گر نه باطلاندیشان قطعاً به شك مىافتادند.»
کفار اعتقاد داشتند که قرآن نوشته ها و اساطیر گذشتگان است:
«وَقَالُوا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ اكْتَتَبَهَا فَهِیَ تُمْلَى عَلَیْهِ بُكْرَةً وَأَصِیلًا [فرقان/5]
و گفتند: «افسانههاى پیشینیان است كه آنها را براى خود نوشته، و صبح و شام بر او املا مىشود.»
شبهه دوم: اعمال و برداشت شیطانی، رنگ و لعاب قرآنی
قرآن تنها کتابی است که بر مصداق آن شیعه و سنی و دیگر فرق اسلامی یکدیگر را به قتل می رسانند تا به بهشت بروند. پروتستان ها و کاتولیک ها همدیگر را می کشتند، اما دارای انجیل های متفاوت بودند.
كتاب قرآن این معجزه جاویدان الهی برنامه ی سعادت و هدایت بشر است، برنامه ای كه محتوای الهی و ارزشمند ودقیق آن خود گواه بر حقانیت آن می باشد، شبهات ناقص و غیر اصولی به هیچ وجه نمی تواند ذره ای از قداست و ارزش و جایگاه الهی این كتاب آسمانی بكاهد
در خصوص این شبهه باید گفت كه، یک بی انصافی بسیار بزرگ در طرح آن صورت گرفته است، چرا كه چیزی را به قرآن نسبت داده اند كه قابل نسبت به قرآن نیست.
در واقع تفسیر به رأی كه بعضی از افراد از خود نشان می دهند، یكی از گناهان بسیار بزرگ و نابخشودنی است.
برداشت های شیطانی و غیر صحیح از آیات ،مصداق واقعی تفسیر به رأی است، كه خداوند متعالی و حضرات معصومین علیهم السلام از آن نهی كرده اند.
در واقع اگر افراد بی سواد و جاهل برداشت نادرستی، از آیات كردند نباید این برداشت نادرست را حمل بر نظر و ایده قرآنی و خداوند متعال دانست، بلكه این برداشت و تفسیر ناصحیح دلیل بر ضعف و سستی مطرح كنندگان آن می باشد.
عیّاشی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل میكند كه فرمودند: «مَنْ فسّر القرآن برأیه ان اصابَ لم یُوجَز، و ان اخطاً فهو ابعدُ من السماء»[
مرآة الانوار، مقدمه تفسیر قرآن، ص 16، به نقل از: عمید زنجانی، عباسعلی، همان، ص 223] (كسی كه قرآن را به رأی و نظر خویش تفسیر كند، اگر درست و مطابقِ با واقع باشد، اجر و پاداشی برایش نیست و اگر خطا رود، هر آینه (از مرز و حق و حقیقت) بیشتر از فاصله آسمانها از یكدیگر، دور شده است.»
كتاب الهی به صراحت از قتل و خون ریزی نهی كرده و آن را از جمله بزرگترین گناهان می شمارد .
«وَمَن یَقْتُلْ مُۆْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآۆُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا [نساء/93] و هر كس عمداً مۆمنى را بكشد، كیفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مىگیرد و لعنتش مىكند و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است.»
شبهه سوم:
تنها کتابی است که آنقدر ابهام دارد که قادر است از یک طرف قاتلینی مانند طالبان و از طرف دیگر مرتجعی مذهبی و صوفی نما مانند امام محمد غزالی را تولید کند.
برداشت های شیطانی و غیر صحیح از آیات مصداق واقعی تفسیر به رای است، كه خداوند متعالی و حضرات معصومین علیهم السلام از آن نهی كرده اند، در واقع اگر افراد بی سواد و جاهل برداشت نادرستی، از آیات كردند نباید این برداشت نادرست را حمل بر نظر و ایده قرآنی و خداوند متعال دانست، بلكه این برداشت و تفسیر نا صحیح دلیل بر ضعف و سستی مطرح كنند گان آن می باشد
این شبهه هم بسیار سست و بی اساس می باشد و تقریباً جوابی همانند جواب قبلی دارد.
در واقع ابهام در مسیر و راهی است كه مادر پیش می گیریم نه در محتوای دقیق قرآن،راه و روش های غلطی كه ما برای رسیدن به مقصود متكلم در پیش می گیریم ،مورد تایید قرآن و خداوند متعال نیست، در واقع این انحراف ریشه در وجود خود ما دارد نه در قرآن.
اگر ما یک راه را اشتباه از یك نقشه برداشت می كنیم، دلیل بر غلط بودن این نقشه نیست، بلكه ما با علائم و هشدارهای این نقشه آگاه نیستیم و همین باعث گمراهی ما شده است.
اگر كسانی به واسطه اجتهاد و ایستادگی در برابر نص صریح قرآن و روایات ، برداشت ناصواب و غیر اصولی را از آیات می كنند، به خاطر راه ها و روش های غیر علمی و غیر منطقی است كه خود در پیش می گیرند .
در پایان باید عرض كنم كتاب قرآن این معجزه جاویدان الهی برنامه ی سعادت و هدایت بشر است.
برنامه ای كه محتوای الهی و ارزشمند و دقیق آن خود گواه بر حقانیت آن می باشد، شبهات ناقص و غیر اصولی به هیچ وجه نمی تواند ذره ای از قداست و ارزش و جایگاه الهی این كتاب آسمانی بكاهد.